گفتم سلام چرا جواب نمیدی؟ آره از دستم دلخوری ولی تا کی؟!!!!! فکر میکردم اونقدر بخشنده باشی که منو ببخشی ولی نه مثل اینکه باز هم مثل همیشه اشتباه میکنم.... می دونی که هنوز هم با تمام وجودم میخوامت. میدونی مگه نه؟؟؟؟؟ایرادی نداره من هم خدایی دارم... ولی نه خدا هم با من قهر کرده چون به هیچ کدوم از سوالام جواب نمیده....نمیدونم دیگه چیکار کنم...سراغ کی برم....
وقتی بودی هر وقت که احساس تنهایی می کردم به آغوش گرمت پناه می اوردم.... اما... اما... حالا سرم رو رو شونه های کی بذارم و باهاش درد و دل کنم.... با کی حرف بزنم و آروم بگیرم؟؟؟
از روزی که رفتی اونقدر تنها شدم که دارم تو این تنهایی هام می سوزم وآب میشم ... ولی خوب چاره ای نیست باید بسوزم و بسازم.... عزیزم تو که میدونی واسه بدست آوردنت حتی حاضرم جونم رو فدا کنم ولی نمیدونم چرا عشق پاک منو قبول نداری؟؟؟
من دیگه از خستگیهام خسته شدم.......................


